دورهای که بعدها از آن بهعنوان یکی از دورههای طلایی سوره مهر یاد شد، تنها به تولید چند کتاب موفق محدود نبود؛ بلکه این انتشارات توانست نویسندگان و راویان تازهای را به ادبیات معرفی کند، گونهای از ادبیات شفاهی را رونق دهد و بخشی از حافظه معاصر ایران را در قالب کتاب ثبت و ماندگار کند.
از این منظر، بررسی پنج سال مدیریت علیاکبر شیروانی را نمیتوان جدا از این میراث تاریخی انجام داد. مسئله اصلی این دوره، نه جایگزین کردن هویت تازهای به جای آن گذشته، بلکه گسترش دامنه همان سرمایه و پیدا کردن راههایی برای پاسخ دادن به تغییرات بازار نشر و ذائقه مخاطب بود. سوره مهر در این پنج سال، در کنار تداوم انتشار آثار ادبیات پایداری، تلاش کرد به ژانرها و قالبهای متنوعتری وارد شود، مخاطبان تازهای را هدف قرار دهد و ساختار خود را از یک انتشارات با مجموعهای از فعالیتهای متنوع، به مجموعهای تخصصیتر در حوزه نشر نزدیک کند.
به همین دلیل، پایان مدیریت پنجساله شیروانی را میتوان فرصتی برای بازخوانی مسیری دانست که از یک سو به حفظ و استمرار میراث سوره مهر در ادبیات پایداری انجامید و از سوی دیگر، افقهای تازهای را پیش روی این انتشارات قرار داد؛ از جستار و سفرنامه و ادبیات داستانی گرفته تا کتاب صوتی و نشر تخصصی کودک و نوجوان.

توسعه تنوع؛ فراتر رفتن از قالبهای تثبیتشده
یکی از نقاط قابل توجه این دوره، توجه بیشتر به گونههایی از ادبیات است که شاید در تصویر عمومی از سوره مهر کمتر دیده میشدند. مجموعههای جستار، سفرنامه، ادبیات داستانی، طنز، شعر، پژوهش و آثار حوزههای فرهنگی و هنری، در کنار خاطرات و تاریخ شفاهی، به تدریج سهم بیشتری در ویترین سوره مهر پیدا کردند.
این تغییر از منظر سیاست نشر اهمیت دارد. ناشری که صرفاً به یک گونه ادبی یا یک موضوع مشخص متکی بماند، در معرض محدود شدن مخاطب و تکرار الگوهای تولید قرار میگیرد. در مقابل، تنوع ژانری میتواند امکان ارتباط با نسلها و گروههای مختلف خوانندگان را فراهم کند. خود سوره مهر نیز در تعریف رسمی مأموریتهایش بر «تنوع محصول و گوناگونی مکتوبات»، بازارسازی و همگرایی کتاب با دیگر تولیدات فرهنگی و هنری تأکید کرده است.
در این میان، توجه به جستار و سفرنامه را باید فراتر از افزودن چند عنوان جدید به فهرست نشر دید. این قالبها، امکان مواجهه متفاوت با تجربه زیسته، شهر، تاریخ و فرهنگ را فراهم میکنند و در عین حال میتوانند مخاطبی را به کتاب نزدیک کنند که الزاماً مخاطب سنتی ادبیات پایداری نیست.
این رویکرد البته برای شیروانی کاملاً بیگانه نبود. او پیش از مدیریت سوره مهر نیز در حوزه سفرنامه و بازخوانی تجربه سفرنامهنویسان قاجاری فعال بود و آثاری همچون «پاریس از دور نمایان شد»، «آسمان لندن زیاده میبارد» و «قهوه استانبول نیکو میسوزد» را در نشر اطراف به کوشش خود منتشر کرده بود. «قهوه استانبول نیکو میسوزد» نیز در قالب مجموعه «تماشای شهر» بر اساس سفرنامههای دوره قاجار شکل گرفته بود.
بنابراین، میتوان بخشی از نگاه او در دوره مدیریت سوره مهر را ادامه همان توجه به تجربههای متنوع روایی و مستند دانست؛ با این تفاوت که اینبار این نگاه در مقیاس یک ناشر بزرگ و با سبد تولید بسیار گستردهتر دنبال شد.
حفظ ستونهای اصلی در کنار تجربههای تازه
این توسعه البته به معنای فاصله گرفتن سوره مهر از هویت تاریخی خود نبود. اتفاقاً بخش مهمی از کارنامه این پنج سال، استمرار تولید و عرضه کتابهایی در حوزه ادبیات پایداری، خاطرات و تاریخ شفاهی است.

در این دوره آثاری همچون «تابستان ۱۳۶۹»، «شرح درد اشتیاق»، «بلندای آسمان وطن»، «سیطره»، «پری خانه ما»، «فانوسی که افسانه نبود» و «پاییز آمد» آثار متعدد دیگری در حوزه خاطرات و ادبیات پایداری منتشر و معرفی شدند.
در کنار تولیدات تازه، استمرار حیات کتابهای موفق نیز بخش دیگری از این کارنامه است. «حاج جلال» که در سال ۱۳۹۹ منتشر شده بود، در سال ۱۴۰۱ به چاپ سیام رسید و نسخه صوتی آن نیز بعدها توسط سماوا منتشر شد.
در واقع، شاید بتوان یکی از ویژگیهای این دوره را در همین ترکیب جستوجو کرد: حفظ حافظه و سرمایه تاریخی سوره مهر، در کنار تلاش برای ساختن مسیرهای تازه برای تولید و عرضه کتاب.
حرکت از انتشارات به یک اکوسیستم نشر
اما شاید مهمترین تحول مدیریتی این پنج سال، نه در یک عنوان کتاب، بلکه در ساختار مجموعه قابل مشاهده باشد. سوره مهر در این دوره بیش از گذشته تلاش کرد فعالیتهای متنوع نشر را در قالب واحدها و مجموعههای تخصصی سامان دهد. این تغییر، اگرچه در ظاهر یک تصمیم سازمانی است، اما در منطق حرفهای نشر معنای مهمتری دارد: هر قالب و هر گروه مخاطب، نیازمند سیاست تولید، کارشناسی، بازاریابی و عرضه متناسب با خود است.

نمونه روشن آن، تاسیس سماوا است؛ مجموعهای که بهعنوان شاخه کتابهای صوتی سوره مهر شکل گرفت و امکان تبدیل بخشی از سرمایه مکتوب ناشر به محصول صوتی را فراهم کرد. امروز آثار متنوعی از سوره مهر در قالب صوتی توسط سماوا عرضه شدهاند؛ از آثار ادبی و کودک تا خاطرات و ادبیات دفاع مقدس. برای نمونه، «حاج جلال»، «ایما»، «مربعهای قرمز» و مجموعه «آبنباتها» در قالب صوتی با نشر سماوا عرضه شدهاند.
این اتفاق را نباید صرفاً توسعه یک قالب دانست. کتاب صوتی در سالهای اخیر بخشی از تغییر عادت مطالعه و مصرف محتواست. بنابراین، ایجاد یک بخش تخصصی برای آن به معنای پذیرفتن و انطباق با این واقعیت بود که مخاطب امروز الزاماً کتاب را فقط در قالب کاغذی دریافت نمیکند.

در سوی دیگر، مهرک قرار دارد؛ مجموعهای که تمرکز خود را بر ادبیات کودک و نوجوان گذاشته است. البته انتشار کتاب برای کودکان و نوجوانان پیش از راهاندازی مهرک نیز در سوره مهر سابقه داشت و این انتشارات در سالهای پیش از آن، آثاری را برای این گروه سنی منتشر کرده بود؛ اما شکلگیری مهرک، این حوزه را از یک بخش در سبد عمومی تولیدات سوره مهر به حوزهای تخصصیتر با سیاستگذاری، انتخاب و تولید متناسب با اقتضائات ادبیات کودک و نوجوان تبدیل کرد. در واقع، مهرک را میتوان تلاشی برای تمرکز و تخصصی کردن مسیری دانست که پیشتر نیز در سوره مهر وجود داشت و اکنون با هویت و ساختاری مستقلتر دنبال میشد. آثار منتشرشده در این مجموعه نیز نشان میدهد که هدف، صرفاً افزایش تعداد کتابهای کودک و نوجوان نبوده، بلکه توجه جدیتر به کیفیت ادبی، تنوع موضوعی و اقتضائات مخاطب کودک و نوجوان دنبال شده است
ادامه این مسیر در سالهای اخیر نیز قابل مشاهده است؛ برای نمونه، در سال ۱۴۰۵ رمان نوجوان «زنبورهای کتوشلواری» در قالب مجموعه مهرک منتشر شد.
این تخصصیسازی از یک منظر دیگر نیز اهمیت دارد: سوره مهر را از یک واحد تولید کتاب به مجموعهای با مأموریتهای تخصصیتر نزدیک میکند؛ مجموعهای که میتواند برای مخاطب کودک و نوجوان، مخاطب کتاب صوتی و مخاطب کتاب الکترونیک، سیاستهای جداگانه و متناسب داشته باشد. ساختار فعلی سوره مهر نیز مجموعههایی مانند مهرک، سماوا و سوره مهر الکترونیک را در زیرمجموعه خود معرفی میکند.
پنج سالی که سوره مهر را برای مرحله بعد آماده کرد
کارنامه پنجساله علیاکبر شیروانی را میتوان در نسبت میان «تداوم» و «توسعه» خواند؛ تداوم مسیری که سوره مهر را در سالهای طلایی خود به یکی از مهمترین ناشران ادبیات پایداری تبدیل کرد و توسعهای که تلاش داشت این سرمایه را به حوزهها، قالبها و مخاطبان تازه منتقل کند.
در این دوره، ادبیات پایداری، خاطرات و تاریخ شفاهی همچنان در شمار ستونهای اصلی تولیدات سوره مهر باقی ماندند؛ اما در کنار آنها، گونههایی مانند جستار، سفرنامه و ادبیات داستانی نیز حضور پررنگتری پیدا کردند. همزمان، تخصصی شدن حوزههایی مانند کتاب صوتی با توسعه سماوا و تمرکز حرفهایتر بر ادبیات کودک و نوجوان با شکلگیری مهرک، ساختار سوره مهر را از یک انتشارات با سبد متنوع آثار، به مجموعهای با بخشها و مأموریتهای تخصصیتر نزدیک کرد.
از این منظر، اهمیت این دوره را میتوان در تلاش برای حفظ هویت تاریخی سوره مهر و همزمان گسترش دامنه فعالیت آن جستوجو کرد. اگر دوره طلایی سوره مهر، دوره تثبیت جایگاه این انتشارات در ادبیات پایداری بود، پنج سال اخیر را میتوان دورهای دانست که تلاش کرد آن اعتبار و سرمایه را به حوزههای تازه نشر منتقل کند؛ از قالبهای ادبی متنوعتر تا شیوههای جدید عرضه و گروههای تازه مخاطبان.
اکنون مدیریت جدید سوره مهر این مجموعه را با همین سرمایه تاریخی و تجربههای تازه تحویل میگیرد؛ سرمایهای که یک سوی آن به حافظه ادبیات پایداری و اعتبار چند دههای سوره مهر متصل است و سوی دیگر آن به تجربههایی که در سالهای اخیر برای توسعه، تخصصی شدن و گسترش مخاطبان شکل گرفته است. ادامه این مسیر، در نهایت، به توانایی سوره مهر در حفظ این تعادل میان ریشههای تثبیتشده و ضرورتهای تازه نشر وابسته خواهد بود.
فاطمه شریفی
نظر شما